|
پشت این پنجره ها
دختری تنها بود پشت دلواپسی یک بوته رز عاشق زار دل رهگذری لیک دل رهگذر قصه ما جنسش از آهن بود رهگذر در اندیشه خویش تنها یک عابر خسته کوچه دلتنگی بود روزها قد کشیدند و به ماهها پیوست رهگذر عاشق آن نگاه پس پنجره گشت آخرین بار که از کوچه گذشت دید پنجره دل دخترک بسته شده ما آدمها دیر یادمان می افتد که یک نگاه برای یک عمر کافیست واپسین لحظه عشق حسرت آن نگاه بر دل رهگذر تا ابد باقی است پ.ن:مشکل اینجاست من تو را می خواهم و تو مرا میفهمی اما لعنت به این فاصله بیا پیروز این جنگ باشیم دوستت دارم + مکتوب86/10/30 16:33به قلم بهار |
دفتر مشق پاره،رویاهای خط خورده عید سعید قربان مبارک + مکتوب86/09/30 13:34به قلم بهار |
اینروزها که قلبم غم داره/نوشته هام بوی قصه داره سقف خونه دلم چکه داره/قناری قلبم ساکته غصه داره احساس تنها جنس ارزون بازار شده خدا هم انگار با پرستوهای قهره عشق و وفا یه علامت سواله توی ذهن ساده من پاکی بانوی قدیس مفتم نمی ارزه انگار.پیش شعرهایی که گفتم تا ابد رو سیاهم@
وقتی به چشماش نگاه میکنم جور عجیبی دلم میگیرد غریق چشمان معصومش میشوم دستانم را به سویش دراز میکنم مرگ در دریای چشمانش بسیار شیرین است چه مشتاق خویش را به عمق آن نگاه بارانی میسپارم میگذارم در آغموش امنم خاطرش را چندی آسوده کند سر انگشتان احساسم بر گیشوان سیاهش میکشم میان بوسه های مادریم رهایش میکنم + مکتوب86/08/28 2:4به قلم بهار |
غلیان احساسات پوچ کودکانه ام در گذشته قصه یک زندگی سربی در سینه دارم درد گل میخک را با خود به قهقهرای هستی کشیدم یادم نمی آید در کدامین زمان گم شدم یادم نمی آید در کدامین شب اسیر دستان دیو گشتم من معلق بین بودن و نبودن هستم خوشه های هزاران خشم که زندانی سینه کردم هزاران فریاد که در گلو خفه شدند من برده مردی هستم که از مردی فقط نامش را یدک میکشد سالها باران اسیدی بر روحم بارید سفیدی روحم را از من نتوانست بگیرد شاید روزی به شهر اقاقیا برسم رهایی نزدیک است این بار شاید در جنگ بین گرگ و میش امید پیروزی ضعفا هم باشد + مکتوب86/08/16 0:31به قلم بهار |
دارم میرم عزیزم ،میرم به سوی فردا یه آسمون ستاره،با یه سبد گل یاس بمونه یادگاری قلبم واسه تو ای یار دارم میرم عزیزم به سرزمین رویا میخوام برم دیاری که دل ارزون نباشه قیمت عشق و صفا قیمت جو نباشه دارم میرم عزیزم به شهر عاشقای تنها دفتر شعر و بستم قلم رو من شکستم نامه های که نوشتم هرگز پست نکردم دارم میرم عزیزم،میرم برا همیشه آخه میگن نمیخوای حتی من و ببینی اسم من و خط زدی از دفتر زندگیت دارم میرم عزیزم،میرم که از تو دور شم نگاهت رو نمیخوام ،نگات برام غریبه است قلبم رو تو شکستی همون که پاره پاره است دارم میرم عزیزم،دیگه فراموشم کن عکسات و پاره کردم ،ریختم تو سطل آشغال اسمت دیگه یادم نیست صداتو من نمیخوام دارم میرم عزیزم،نگو نرو که میرم میشه بری عزیزم دیگه تو رو نمیخوام اشکهای من تموم شد دیگه عشق هم نمیخوام دارم میرم عزیزم ،شاید دیگه برنگردم منتظر اشاره ام بگی نرو عزیزم میمونم و میسوزم پای عشقت هزار سال پ.ن:باورم نمیشه تو گدای کوی قلب دیگری شدی نمیبخشمت اما همیشه دوستت دارم + مکتوب86/08/07 10:24به قلم بهار |
|
| ||||||